میخواست گل که دم زند از رنگ و بویِ دوست
حُسنت به اتفاقِ مَلاحت جهان گرفتآری به اتفاق، جهان میتوان گرفتافشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمعشکر خدا که سِرِّ دلش در زبان گرفتزین آتشِ نهفته که در سینهٔ من استخو...
حُسنت به اتفاقِ مَلاحت جهان گرفتآری به اتفاق، جهان میتوان گرفتافشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمعشکر خدا که سِرِّ دلش در زبان گرفتزین آتشِ نهفته که در سینهٔ من استخو...
سرخوشانند ستايشگر خورشید و زمینهمه مهر است و محبت نه جدال است و نه كیناشك می جوشد در چشمه ی چشمم ناگاهبغض می پیچد در سینه ی سوزانم آهپس چرا ما نتوانيم كه اين سان باشیم...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده